در فرانسه یک نمایشگاه سالانه کشاورزی برگزار می شود و در آن بیش از ششصد هزار نفر شرکت می کنند. من این آخر هفته اولین باری بود که بازدید می کردم (و البته شکی ندارم که با بزرگ شدن پسرک بار آخر نیست). جای جالبی است، شلوغ و پر از رنگ و بو، پر از حیوانات اهلی و برای ماهایی که در شهر زندگی می کنیم، حسابی اگزوتیک است. به خصوص زوجهایی را می بینید که به بچه ها نشان می دهند که شیر از پستان گاو یا بز بیرون می آید نه از پاکت کاندیا و گوجه فرنگی روی بوته سبز می شود نه در صندوق سوپرمارکت. خوبیش دیگرش برای شکموهایی مثل ما این است که گذشته از این که با محصولات کشاورزی و خوارکی و آشامیدنی هر منطقه (و حتی کشورهای دیگر) از نزدیک آشنا می شوید، می توانید حسابی بخورید و بیاشامید.
این نمایشگاه جای خودنمایی انواع و اقسام مردان سیاست هم هست. یعنی هر روز یکی دو رجل سیاسی مهم، از رییس جمهور و نخست وزیر گرفته تا کاندیداهای ریاست جمهوری در آن شرکت می کنند، آن هم چه شرکت کردنی. هر بازدیدشان شش هفت ساعتی طول می کشد و خدا می داند چقدر جلوی دهها دوربین پنیر، آبجو و شراب و سوسیس می خورند، ژست می گیرند و لبخند می زنند. گویی از روز اول خلقت عاشق دهات و حیوانات مزرعه و کشاورزان بوده اند (ممکن است بعضیهاشان واقعا لذت ببرند اما شک ندارم خیلی هاشان فقط برای ارائه تصویری مردمی ازخودشان است که تن به «ابراز احساسات ایچنینی در مقابل مرغ و خروسها» می دهند!) من فقط در این مانده ام که حقیقتا این کاندیداها مردم را چه فرض می کنند؟ یعنی کسی به صرف اینکه کاندیدایی با کراوات و پیراهن سفید و کت و شلوار چهارترک و چهار دکمه دست به سر گاوی می کشد و با گوسفندها عکس می اندازد به او رای می دهد؟ از آنجا که پشت هر عمل کاندیداها لشکری متخصص نظر سنجی و ارتباطات پنهان است، لابد جواب سوالم مثبت است.
