تبليغاتX
حقوقدان پاریسی - زیبایی محجبه و غیر محجبه

اين بحث بي حجاب ظاهر شدن گلشيفته فراهاني آنقدر گل انداخته كه نمي شود فقط خواند و راجع به آن چيزي ننوشت. بگذريم (یا بهتر بگویم نگذریم) از اين كه مرد ايراني اعم از روشنفکر و تاریکفکر اصولا خود را موظف می داند در مورد ظاهر هر زني اعم از هنرپيشه تلويزيون، زن همسایه و معلم مدرسه دخترش تا عابر توي خيابان نظر بدهد. يعني قابل تصور نيست كه به محض مواجه شدن با زني حداقل در ذهن خودش فورا در اين مورد قضاوت نكند ولو اين كه بحث اصلا ربطي به زيبايي يا زيبايي شناسي نداشته باشد. باور نمي كنيد؟ مقايسه كنيد حجم بحثهايي كه در مورد لباس و ظاهر اين هنرپيشه شده با فيلمي كه بازي كرده و هیجانی که آقایان به خرج می دهند.

اين كه بعضي از آقايان زن باحجاب را زيباتر از زن بي حجاب مي دانند بستگي دارد به تعريف محيط از زيبايي يا اولين ابژه هايي كه زيبا تعريف شده اند. بديهي است غالب مرداني كه از ابتدا زنان مورد علاقه دور و بر خود اعم از مادر و خواهر را با حجاب ديده اند، زن را در حجاب زيبا يا زيباتر ببينند. چون ناخودآگاهانه زیبایی برایشان در آن حوزه تعریف شده است. به نظر اين افراد آن همكلاسي چادري بي آرايشي كه به محض ديدن او سرش را پايين مي اندازد بسيار دلبرتر از ديگر همكلاسي روسری عقب رفته آرایش كرده اي است كه هنگام حرف زدن با او به جاي نگاه كردن به دكمه لباسش به چشمانش نگاه مي كند. زن اول زيبا انگاشته می شود و زن دوم نازيبا. به این اضافه کنید این واقعیت را که فارغ از چند استثنا، فرهنگ و ادبیات ما هم دوری و هجران و پوشیدگی و دور از دسترس بودن را می ستاید یا بر آن بنیان گذاشته شده است.

زيبايي هم مانند هر امر ديگري نسبي است. بعيد مي دانم كسي در ايران به دنيا آمده و بزرگ شده باشد و بتواند يك رنگين پوست را زيبا ببيند. چهارچوب زيبايي در ايران بسيار بسيار تنگ است. معيارهاي زيبايي هنوز هم با وجود جهاني شدن و كمرنگ شدن خط كشي ها حول محور زن سفيد چشم و ابرو مومشكي، دماغ كوچك سربالاي لب كمي قلوه اي يا سفيد بور اما نه زياد «شيت» با بقيه همين مشخصات مي چرخد. زن آسيايي يا سياهپوست در اين حوزه اصلا امكان ورود ندارد. همين است كه شك مي كنيم در عقل آدمهايي كه به نظرشان ايمان همانقدر زيبا مي آيد که مثلا نیکول کیدمن.

كما اين كه دوست كنيايي من كه تا قبل از آمدنش به اروپا كمتر سفيدپوستي ديده بود، شوهر هلنديش را كه موها و ابروهايش از بوري به سفيد مي زند مرد خوبي مي داند اما زيبا نه. اين بچه هاي سفيد و بور اروپايي، که به نظر ما به فرشته ها می مانند، در ابتدا به نظرش بيمار مي آمده اند. كما اين كه زن بور سفيد خیلی از مردهای اروپايي را ياد مادر و پرستارشان مي اندازد يا ياد زیبایی معصومانه دختركهاي دوران كودكي اشان كه غالبشان بور و سفيد بوده اند.

همين است كه خود من تا مدتها وقتي مي شنيدم كه خيلي از زنهاي سياه پوست ماده اي به تن خود مي مالند تا سياهتر به نظر برسند و يا باسن دختر بچه ها را به نحوي ماساژ مي دهند كه به نحو اغراق شده اي برجسته شوند، يا وقتي دوست سنگالي من مي گفت در كشور او هر چه بيني زن پهن تر باشد زيباتر است، تعجب مي كردم يا به زحمت قادر بودم در يك رنگين پوست زيبايي ببينم.

و سرسري نگذريم از اين حجاب اجباري سي ساله كه معيارهاي زيباي شناسیمان را خواهي نخواهي تغيير داده است. آنقدر كه «زيبايي» حجابي اجباري را "که حداقل نقصها را می پوشاند" بر زيبايي آزادي انتخاب نوع پوشش حتي براي هنرپيشه اي هزاران كيلومتر دورتر از ايران ترجيح مي دهيم و غصه مي خوريم از اين كه اين «ناموس» ايراني در آنجا بي حجاب شده است يا ناامید می شویم از اين كه زشتی هایش عیان شده و ديگر دختري نيست پوشيده شده كه با اين ذهن فرمت شده مان راحت تر در مورد زیباییهای داشته و نداشته اش رويا پردازي كنيم.

نگاه کنید به این و این و اگر وقت دارید از کامنتهای گذاشته شده نگذرید! همینطور مطلب زنانه ها را ببینید و برای این که حداقل کمی بخندید تجربه سایه را هم بخوانید.

دیوید بووی و ایمان

پ. ن. آقایان و بعضا خانمهای یاد شده معمولا همانهایی هستند که وقتی زنی از سر کار بر می گردد فقط خستگی اش را می بینند و مشکلاتش را و فورا دل می سوزانند که آیا "برای خود این زن" زیباتر و شایسته تر نبود که به جای کار بیرون، با خیال راحت در خانه می نشست و همیشه آراسته و مرتب و حاضر و آماده (برای آنچه هم من می دانم و هم شما) می بود.

+ نوشته شده در Thu 9 Oct 2008ساعت 11:11 AM توسط حقوقدان پاریسی |